ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

شیرین زبونی های وروجک خونه ی ما(30 آبان 91)

1391/8/30 16:50
نویسنده : مامانی
536 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلهای زیبای زندگی مامان و بابا

 ثمین خانوم،اینروزا با جمله های قشنگ و شیرینت حسابی برامون دلبری میکنی.خیلی وقته که به جمله هات کلمه های زیادی اضافه میکنی.شاید با اون صدای ظریف و نازکت،خیلی از اطرافیان زیاد متوجه نشن اما من و بابا و حتی آجی ثنا و مامان جونها و باباجونها  و خاله هات که زیاد باهات حرف میزنن و صدات رو میشنون کامل متوجه میشن و برام قابل درک نیست ، دیگرانی که نسبت نزدیکتری باهات دارن،به جای اینکه ذوق کنن که یه بچه ی اینقدی  زود به حرف اومده و قاعدتا نمیتونه مثل یه بچه ی 3 یا 4 ساله به وضوح حرف بزنه،بعد از هر جمله ی شیرینی که میگی،ادا درمیارن و مسخره میکنن !

برای من و بابا و آجی هر حرفی که از لبهای قشنگت بیرون میاد،یه دنیا ارزش داره ،شیرین زبونمziba

بگذریم.اول یه خاطره مینویسم.هر وقت نماز میخونم شما هم فورا چادر نماز و سجاده ت رو میاری و کنار سجاده ی من پهن میکنی.یه روز خرس عروسکی طبل زن رو هم آوردی و کنار سجاده ت گذاشتی و بهش میگفتی:"عیودَت اَهبَر بی هونه" یعنی"عروسک اکبر بخونه"بعد چند بار بهش گفتی که :"بی هون دیده"

(بخون دیگه!)بعد بغلش کردی و با مهربونی خاصی بهش گفتی:"نمیتونی اهبر بی هونی؟!" نمازم که تموم شد غرق بوسه ت کردم.

تو لیوانت که مثل لیوان ثناست و نی داره آب یا شیر میریزم وقتی کم میشه میای پیشم و میگی:"نمیتونم آب بوهولَم! آب بی لیس." یعنی دوباره برام آب بریز یا میگی:"بادَم می هاد" (بازم میخاد)

وقتی حواسم بهت نباشه و مشغول یه کاری ام با دست چند بار بهم میزنی و میگی :"مامان دَسی یه ،باتواَم"!!!!!!!!

نصف غذاتو نمیخوری.بهت میگم بیا بخور .دستت رو میبری بالا و چشماتو میبندی و میگی:"دوس ندالَم"

به آره میگی:"آنه" و به دوباره هم میگی "دوبانه"

وقتی پوشک نیستی،یه ساعت به یه ساعت میبرمت دسشوئی و وقتی یه هوئی خودتو خیس میکنی میای و میگی: باز دوبانه جیش تَد ،هَمین" (باز دوباره جیش کرد،ثمین)

وقتی تو آشپزخونه دارم غذا درست میکنم  یا در حال شستن ظرفها هستم و شما حوصله ت سر میره میای آویزون میشی و میگی :"دُهدَلَم بَبَل تُن، هَمین" (یعنی دخترت ،ثمین رو بغل کن)

تو دسشوئی کلی باید حرف بزنیم و شعر بخونیم.دو تا دوست خیالی هم همیشه اونجا هستن.جوجو و مورچه!(که البته خودم بهت گفتم) داد میزنی:"جوجو،مودِه بیاین با همدیده (همدیگه) جیش بوتونیم!"

ماژیکهای قبلیت دیگه رنگ نداشتن،هفته ی پیش بابا برات یه بسته ماژیک جدید خریده.تا میشینیم فورا میری و کیف و بند و بساط نقاشی میاری و میگی:"نَددادی بیدیدَم" (نقاشی بکشم)

و خودت میکشی و میگی :"کیک تَبَئوُده"و شمع مجازیشو فوت میکنی و برای خودت میخونی:" تبئوُد،تبئوُد،تبئوُدت مبالک،بیا دَهم ها لو فوت تون تا صد دِندِه بائیی"

اگه شربت تقویتی ت رو خوردی یا ثنا داروشو خورد فورا دست میزنی و میخونی:"آبَلین دَد آبلین،(بقیه شو واقعا نوشتنش سخته دیگه)هزار و سیصد آفرین،دختر خوب و نازنین ،....

عاشق ململ و عمو پورنگی ،ازوقتی عمو پورنگ نمیده راه میری و با خودت میخونی:"ده بیست سه پونزه ،هزار و شصت و شونزده!!!!!!!!!!"

شبها باید یه دور همه ی شعرهائی رو که بلدیم مرور کنیم و حتما یه بار کتاب حسنی نگو بلا بگو که ماشاله همه شو بلدی.بعد یه دور باید جاتو عوض کنی و بین من و بابا بخوابی و دوباره برمیگردی تو تخت خودت.یه چند دور هم بازی "حوض گلابی " رو که با انگشتهای دست بازی میکنیم و این بازی رو خیلی دوست داری و میخونی:"حوض گلابی،این شستش و این...(چند کلمه ی شبیه هم )و به انگشت آخر که میرسی میگی"این کله گنده هوووووووووووووووووووووووووووووو" و کلی میخندی.

فعلا باشه تا اینجا عزیزم.در ضمن علاقه ی زیادی هم به کمک کردن به ما داری .قلفونتتتتتتتتت

ziba

 ziba

پی نوشت: امروز صبح ساعت 6، محمد طاها جون،پسملی دائی مهدی و زندائی معصومه جون به دنیا اومده.اینقدر ذوق زده شدم که دیگه بند نمیشم.اجازه ی ثنا رو از خانومشون گرفتم و انشااله پنجشنبه میریم خرم آباد و احتمالا تا جمعه ی دیگه اونجائیم.آخ جوووووووووووووووونziba

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (17)

مامان ماهان
30 آبان 91 17:02
سلام خانمی.خصوصی.
مامان ریحان عسلی
30 آبان 91 17:17
سلام چه حس قشنگیه که فقط مودت می فهمی بچه ات چی میگه خیلی غرور آمیزه ماشالا هزار ماشالا ریحان خیلی شیرین زبون شده یه حرفایی می زنه که یهویی می ترکیم از خنده و دل درد می گیریم از بس خندیدیم خرم آباد خوش بگذره قدم نو رسیده هم مبارک آخه خدا گفته تا دو سال تمام قوانین خدا هم بر اساس تاریخ قمری محاسبه میشه سن تکلیفم 9 سال قمری حساب میشه دیگه متوجه شدی
خـــ❤ـــاله مهتــــــــ❤ـــــــــاب
1 آذر 91 0:57
خاله بازم به فدات شیرین زبونم کی بشه مهسان توشولو هم مثل تو حرف بزنه عسیـــــــــــــــسممم مامان دسی یه عمه شدنت مبالــــــــک
معصومه عمه پرهام
2 آذر 91 0:05
سلام از آشنایی باهاتون خوشحال شدم. چه دخترای نازی دارید ماشالا راستش فرصت نکردم خاطرات دخترای گلت رو بخونم.ایشالا حتما سر فرصت میام میخونم. با اجازه لینکتون کردم
مامانی
2 آذر 91 6:50
سلامممممممممممم گلم فدات شم من لینکت کردم راستی قدم طه جون هم مبارک باشه
ثمین
2 آذر 91 13:21
سلام به همه دوستان دنیای نفیس عزاداریهاتون قبول باشه! تا روز عاشورا قراره دیگه پست جدید نزاریم و این پست رو آپ کنم!! یعنی شما لطف میکنید و عکسای کوچولوهای محرمی تون رو میفرستید تا با نام خودتون اینجا به یادگار بزاریم و یه آلبوم زیبا به نام محرم 91 ثبت کنیم. اگه موافقید یاعلی! هر نفر یک عکس میتونه بفرسته ولی اگه لباس فرق داشت اشکال نداره دوباره عکس بده!! از شام قریبان دیگه این پست آپ نخواهد شد! در روز از یکشنبه 5آذر - 10محرم تادوشنبه ساعت 12 شب! مسابقه بهترین عکس داریم(درقسمت نظرات رای میدین و هر وبلاگ حق دو رای داره) که عکس برنده رو تا آخر ماه محرم در پست ثابت وبلاگ میزاریم(جای عکسی که الان هست) و عکس رو به وبلاگ برنده لینک میکنیم! در ضمن باید در وبلاگ خودتون هم لینک این پست رو بزارید تا عکستون ثبت شه! اینم لینک این صفحه: آلبوم کودکان محرم 91 http://2nyaienafis.niniweblog.com/post1409.php حتما در مسابقه شرکت کنیدا. منتظرتون هستم.
مامانی زهرا
3 آذر 91 12:40
ثمین جون آفرین به شیرین زبونی هات و دلبری هات در ضمن عمه خانم قدم نو رسیده مبارک
مامانی
5 آذر 91 22:10
خانومی بروزم
مامان رومینا
6 آذر 91 15:26
ماشالا چه شیرین حرف میزنه واست مامانی.خیلی باحاله.منم منتظر روزیم که رویمنا واسم بلبل زبونی کنهتولد محمدطاها هم مبارک سفر به ولایت هم خوش بگذره
مام پارسا
6 آذر 91 17:05
سلام عزیزم..پارسا توی مسابقه نی نی و محرم که توی وبلاگ دنیای نفیس برگزار شده شرکت کرده...کدش 1 هست..اگه دوست داشتین به پارسا و یکی دیگه از نی نی های ناز اونجا رای بدین اینم لینک مسابقه ست http://2nyaienafis.niniweblog.com/post1409.php من و پارسا این محبتتون رو فراموش نمی کنیم
وانیا باستان پور
6 آذر 91 18:58
عزیزم بیا به وبلاگم لینکم کن دوستای خوبی خواهیم شد
خاله جون
7 آذر 91 17:44
ای جااااااااااااااااااااااانم ماشالله عزیییییییییییییییزم تبریک میگم عمه جووووووووون
مامان اسرا واسما
11 آذر 91 6:37
سلام!خوبی عزیزم؟گل دخترات خوبن؟قدم نو رسیده هم مبارک عمه خانمی
خاله جون
11 آذر 91 16:10
مامان اميرحسين و آلوچـــــــــه
12 آذر 91 10:04
عزيزم از دست اين دختر شيرين زبون قدم نو رسيده مبارك خوش بگذره خرم آباد اما فكر كنم تا الان برگشته باشين
مامان رومینا
12 آذر 91 23:04
سلام.اگه لطف کنید به رومینای من که تو مسابقه نی نی فشن شرکت کرده رای بدید ممنون میشم اینم لینک مسابقه ستhttp://ninimod.niniweblog.com/کد رومینا0021هست.رای گیری تا روز 5شنبه ست.ممنون
عمه نرگس
16 آذر 91 11:15
روله م. روله شرینم. صورت نازتو قربون